تبلیغات
لیـچـــــائـــی هــا - ..::آرشیو باشگاه پرواز 91/1/23 دخترونه پسرونه::..
لیـچـــــائـــی هــا
تمام سپاسمان ازان کسی است که به ما نیازی نداشت اما فراموشمان نکرد...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


عالم مجازی هم محضر خداست...
یادت باشد خدا یک کاربر همیشه آنلاین اینجاست...
تک تک کلیک هایت را می بیند...
حواست را جمع کن...
شرمنده اش نشوی...

مدیر وبلاگ : جاوید آقاجانی
نظرسنجی
مطالب وبلاگ در چه سطحی قرار دارند؟










محمد خدایی_ 15 ساله از زنجان آفرین ها بر تو بادا ای خدا/ ناگهان کردی مرا از غم جدا/ گر سر هر موی من یابد زبان/ شکرهای تو نیاید در بیان/ خدا جون ... تقدیر خوبان را زیبا بنویس، تا ما جز لبخند آنها چیز دیگری نبینیم. آمین!/

 رضا از تبریز: در جواب دوستی که راه حلی برای موفقیت در کنکور خواسته بودن، توصیه می‌ کنم چهارشنبه ‌ها و پنج شنبه ‌ها از ساعت 24 تا 3 بامداد برنامه "کنکور آسان است" را از رادیو فرهنگ گوش کنند./

 رهام_ 17 ساله از تهران: بچه‌ها، با خوندن این مطلب ازتون خواهش می‌ کنم نگید ایندوستمون... اعتراف می‌ کنم که هیچ وقت سراغ بخش پسرونه نرفتم تا مطالبش رو بخونم، وگرنه اگر بحث تعصب باشه که هیچ کی جز خودم تعصب آقا پسرا رو نداره. راستی پیشاپیش سال  92 بر شما دوستای هم پروازی مبارک!!/

 محمد مهدی از زنجان: زنجان در دوران زندیه به "زندگان" معروف بود و از شهرهای مهم ایران محسوب می شد. بعدها زندگان به زنگان و سپس معرب شد و به زنجان معروف گشت./

 کسری_ 21 ساله: اندکی شوخی... این نیز بگذرد، اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همه اش از روی ما نگذرد!/

 مجتبی شعبانی_ 20 ساله از مشهد:  این هم پایان حکایت دوستمون ... ای محمد، خدایت سلام می رساند و می فرماید: «به عظمت و جلالم سوگند، شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بی کران، به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم؛ و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خودبینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت. سرانجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم؛ ولی آنها را رها نمی کنیم./


 برای مشاهده ی ادامه مطالب به ادامه مطلب بروید....

 طاها_ 14 ساله: اینم یه سوتی... دوستم اومده بود خونه مون، می ‌خواستیم باشگاه پرواز رو بخونیم. صفحه اول باشگاه رو زدم، دوستم با تعجب گفت: طاها، سی ال یو بی (club) یعنی چی!؟ همون لحظه کل خونه رفت رو هوا! منم بهش گفتم: بابا تو که بدتر از اون دختره ای که نمی دونست club یعنی باشگاه!/

 

حمیدرضا_ 21 ساله از تهران: بیایید از این به بعد بگوییم: نمره پرسپولیس هست بیست، نگوییم که استقلال تو این حد و اندازه ها نیست! با اینکه هر دو واقعیت محضی بیش نیست!/

 جلیل میرزایی از شهرستان میناب: اینم یه لطیفه... طرف رو برق می گیره، هر کاری می کنه نمی تونه خودش رو رها کنه. اون وقت سیم برق رو محکم می گیره و می گه: ولم کن تا ولت کنم!/

 جلال عنایتی_ 21 ساله: دوست عزیز، اگه مدرکی که از آموزشگاهتون می گیرید، مورد تأیید آموزش و پرورش باشه، می تونید در کنکور شرکت کنید./

 مسعود_ 20 ساله: اندکی درد دل... چند سال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که «ای عزب بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر»./

رفتم خواستگاری، دختر پرسید: مدرک تحصیلیت چیه؟ گفتم: دیپلم تمام! گفت: بی سواد! بی کلاس! پاشو برو دانشگاه. چهار سال رفتم دانشگاه و لیسانس گرفتم. برگشتم رفتم خواستگاری، پدر دختر پرسید: خدمت رفتی؟ گفتم: هنوز نه! گفت: مرد نشده که! ترسو! بچه ننه! پاشو برو سربازی. رفتم دو سال خدمت سربازی رو انجام دادم و برگشتم./

 رفتم خواستگاری، مادر دختر پرسید: شغلت چیه ؟ گفتم: فعلا کار گیر نیاوردم. گفت: بیکار! علاف! پاشو برو سر کار. رفتم کار پیدا کنم، گفتند: سابقه کار می خواهیم./ برگشتم و رفتم خواستگاری، گفتم: رفتم کار کنم، گفتند باید سابقه کار داشته باشی./
گفتند: برو جایی که سابقه کار نخواهد. رفتم جایی که سابقه کار نخواستند، گفتند: باید متأهل باشی!/

 میلاد_ ۱۵ ساله از سرخس: بهترین اتفاقی که در سال ۹۰ برام افتاد این بود که یکی از دوستام وقتی فهمید من تنها و افسرده هستم، باشگاه پرواز رو بهم معرفی کرد تا یک کمی شاد باشم. الان هم که هم باشگاهی شما هستم، راضیم و از دوستم ممنونم./

  کوروش_ 27 ساله از ابهر: سلام به همه‌ بچه‌های باشگاه پرواز. من اولین باره که پیامک می دم، چرا پیشنهاد راه اندازی وب سایت برای باشگاه پرواز رو جدی نگرفتین؟ چی شد پس این وبلاگ هاتون؟! منتظر آدرس وبلاگتون هستم./

 کیان نبوی_ 17 ساله از مشهد: وضعیت آقایون قبل از ازدواج: وزن ایده‌آل، با چهره‌ای بشاش. بعد از ازدواج: چاق و افسرده و منزوی. نتیجه‌گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت! بچه ها بیایید این بحث وضعیت قبل و بعد ازدواج آقایون رو ادامه بدیم. آخه نمی دونید که این آقایون چه سختی هایی که در زندگی نمی کشن، ولی هیچ کی قدرشون رو نمی دونه!  /

 امیرحسین_۱۷ ساله، از تهران: سلام هم پروازی‌ ها. یک سؤال داشتم... مخصوص آقایون: کی می دونه چند مدل موتور آپاچی داریم؟/

 شهرام محمدی: امشب به جنون کشیده میلم، برگرد/ ای جاری ندبه در کمیلم، برگرد/ بی تو شب تاریک مرا نوری نیست/ برگرد، ستاره‌ سهیلم برگرد/ اللهم عجل لولیک الفرج/

مریم صمیمی: خدایا، گفتم دلم گرفته؛ گفتی «به فضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا»... مردم به چی دل خوش کردن!؟ باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن. (یونس/ 58)/

 یه هم باشگاهی: سلام. پریسا خانم، عجایب هفت گانه دنیا اینا هستن: 1- اهرام ثلاثه مصر 2- باغ ‌های معلق بابل 3- معبد آرتمیس 4- مقبره هالیکارناسوس در ترکیه 5-مجسمه زئوس یونان 6- فانوس دریایی اسکندریه 7- مجسمه عظیم رودس./

 آرزو_ 16 ساله از بوشهر: سلام بچه‌ها. پریسا خانوم، باید بگم یکی از اون عجایب هفتگانه دنیا "باشگاه پروازه" که ما رو دور خودش جمع کرده./

 هانیه: سلام دوستان. به نظر من 4 تا از عجایب هفت گانه اینا هستن: 1 تیم پرسپولیسدربی رو ببره! (واقعا جای تعجب داره، مگه نه؟) 2- اینکه یه پسر از رفتن به سربازی گله نکنه! 3- اینکه وقتی استقلال دربی رو برد، پرسپولیسی‌ ها نگن «ما که استقلالی بودیم»! 4 -پرسپولیس قهرمان آسیا بشه! پرسپولیسی‌ ها... منتظر بقیه‌ عجایب از نظر شما هستم!/

 فاطمه از کرمان: اینم یه سوتی باحال... چند سال پیش یکی از دوستام داشت برام تعریف که از آدم هایی که همه ش در جواب چیز هایی که براشون تعریف می‌ کنیم، می گن: "منم همین طور"، خیلی بدم می یاد. یهو هول کردم و گفتم: منم همین طور! اون موقع قیافه دوستم دیدنی بود./

 مریم از اراک: سلام به همه و یه خسته نباشید به کنکوری ها. اونایی که هنوز شروع نکردن به درس خوندن! البته هنوزم دیر نشده، از همین الان شروع کنید. جدی می گم، با یه پشتکار قوی می تونید خودتون رو برسونید. خواستن توانستن است./

 یه دوست_دخترونه: من 9 ساله که دچار کم شنوایی 60% درصد شدم و حالا امسال کنکور شرکت نکردم؛ چون می‌ ترسم تو دانشگاه _ مثل دبیرستان _ منو مسخره کنن! تو دوراهی موندم، کاش یکی بود که کمکم کنه./

  فتانه از لاهیجان:/

 سلام دوستای کنکوری. می‌ خواستم بهتون بگم که هیچ وقت نگین «من نمی تونم»، به خودتون امیدواری بدین و بعد به خدا توکل کنین. من کنکوری سال 90 بودم که مثل تو ناامید بودم، بعد با سعی و تلاش در رشته‌ای که دوست داشتم، قبول شدم. پس امیدت رو از دست نده./

 شهناز_ 17 ساله از اصفهان: همه‌ مادرها خیال می کنن بچه شون باهوش ترین بچه‌ روی زمینه، اما... /

.

.

.

همه‌ مادرها اشتباه می کنن، به جز ... مادر مـــــــــــــن!/

 زینب_ 17 ساله از زنجان: سلام. تاریخ بنای شهر زنجان را حمدالله مستوفی به اردشیر بابکان نسبت داده است و آن را نخست «شهین» می‌گفتند، یعنی منصوب به شاه. آن گاه در طول تاریخ به زنگان و سپس معرب به زنجان شد./

 شراره از بابل: سلام. چند وقت است با باشگاه پرواز آشنا شدم، و درد دل های دوستام رو خوندم. امیدوارم که این باشگاه همیشه پابرجا بمونه./

 خدیجه_ ۲۶ ساله از الیگودرز: آقا سروش، بقیه داستان اینه... شداد بن عاد همون نوزادی بود که در ساحل متولد شد، ولی به خاطر ناسپاسی در برابر خدا مستحق این مرگ بود./

 نسترن_ 16 ساله: نگوییم «خسته نباشید»، بگوییم «خداقوت»./

 نجمه_ 21 ساله از اهواز: سلام دوستای گلم. آقا مجتبی، شاید برای شما و بقیه دوستان جالب باشه که بدونین ما عرب ها موقع صحبت کردن، همیشه از چنین جملات مثبتی استفاده می ‌کنیم. مثلا به جای خسته نباشید می گیم «الله ایساعدک»، یعنی «خدا قوت». به جای چشمت بی بلا می گیم «عینک سالمه»، یعنی «چشمت سلامت» یا به جای دستت درد نکنه می گیم «تسلم یدیک»، یعنی «دستت سلامت» و ... ./

 یه دوست_ دخترونه: سلام به همه‌ دوستای هم پروازی. من تازه به جمعتون اضافه شدم، البته بیشتر به خاطر پیامک آقا مجتبی. کاش به جای اینکه بگیم "خدایا دستم رو بگیر"، بگیم "خدایا تا حالا که دستم رو گرفتی، از اینجا به بعد رهایم نکن"./

 ستاره_ 20 ساله از شیراز: حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید، به خودتون مغرور نشین؛ چون هیچ کس از شخصی که ادعا می ‌کنه، خوشش نمی‌ یاد./

 

پریسا از قم: سلام. خواهش می کنم به این دو تا سؤالم جواب بدین:/

 چرا می گن مسابقه‌ دو، و نمی گن مسابقه سه!/ چرا چرا وقتی کسی رو قلقلک می دیم، خنده اش می یاد و گریه اش نمی گیره!! آخه چرا؟؟؟!!!/

 بهار از مازندران: سلام. یه سؤال... کسی می دونه فهرست کتاب هایی که باید حداقل یه بار تو عمرت بخونی چیه؟ یکش "هشت کتاب سهراب سپهریه". ممنون می شم اگه  حتی اسم یکی از این کتاب ها رو بهم بگین./

 فاطمه از فارس: سلام بچه‌ها. یه سؤال داشتم؟ چرا هر چهار سال یک بار سال کبیسه است؟! و چرا برج ۱۲ هر چهار سال یک بار سی روز می شه؟ منتظر جوابای خوبتون هستم./

سهیلا کرمی_ 18 ساله از شاهرود: سلام. اینم یه تست روان شانسی جالب... بگین خط شما جزء کدام دسته است تا بگم چه جور شخصیتی دارین... 1- خط نامرتب  2-مرتب و خوانا 3- پررنگ با فشار زیاد قلم 4- خیلی کم رنگ 5- خیلی کند و آهسته 6- تند و شتابزده/

 لطفا گزینه مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید تا پاسخ تست رو براتون بفرستم./





نوع مطلب : باشگاه پرواز، 
برچسب ها : باشگاه پرواز، آرشیو باشگاه پرواز91/1/23، باشگاه پرواز دخترونه 91/1/23، باشگاه پرواز پسرونه 91/1/23، parvaz club +14،
          
چهارشنبه 28 تیر 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Online User
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت