تبلیغات
لیـچـــــائـــی هــا - ..:آرشیو باشگاه پرواز دخترونه پسرونه 91/1/19...و...91/1/21::..
لیـچـــــائـــی هــا
تمام سپاسمان ازان کسی است که به ما نیازی نداشت اما فراموشمان نکرد...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


عالم مجازی هم محضر خداست...
یادت باشد خدا یک کاربر همیشه آنلاین اینجاست...
تک تک کلیک هایت را می بیند...
حواست را جمع کن...
شرمنده اش نشوی...

مدیر وبلاگ : جاوید آقاجانی
نظرسنجی
مطالب وبلاگ در چه سطحی قرار دارند؟










صادقی: گفتم که خدا، مرا مرادی بفرست/ توفان زده ام، راه نجاتی بفرست/ فرمود که با زمزمه «یا مهدی»/ نذر گل نرگس، صلواتی بفرست.../

 

میلاد خوشرو _15  ساله از فیروزان: پیام تبریک یک باهوش: سالی پر از توأم و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم! سلام سال نو بر همگی مبارک./

...

 برای مشاهده ادامه مطالب به ادامه مطلب بروید

فرهاد از کرمانشاه: دو قدم مانده به خندیدن برگ/ یک نفس مانده به ذوق گل سرخ/ چشم در چشم بهاری دیگر/ تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان/ یک سبد عاطفه دارم همه ارزانیتان/ تقدیم به همه هم پروازی های عزیز، امیدوارم سال پر خیر و برکتی داشته باشین./

 

لطیف_  36ساله از نقده آذربایجان غربی: سلام هم پروازی های عزیزمن پیام نمای شبکه دو رو هر روز می خونم، و بیشتر صفحه های علمی و ورزشیش رو. امروز اتفاقی با مجله تون آشنا شدم، مجله باحالی دارین. اگه اجاره بدین، از امروز من هم می خوام عضو باشگاهتون بشم. در ضمن سال نوتون مبارک. امیدوارم سال 91 سال رسیدن همه ما به آرزوهای کوچک و بزرگمان باشد. انشاءالله./

 

 

افروز صالحی_ 15  ساله از کردستان: سال نو را اول تبریک می گم به شما و سایرهمکارانتون، و دوم به همه هموطنان عزیزم. من امسال به کیش رفتم و سفر ماندگاری در ذهنم نقش بست؛ در آنجا به جاهای دیدنی رفتیم و بازیگر معروف آقای مهران غفوریان را در جشنواره  نوروزی دیدم./

 

علی نظری از پایگاه چهارم شکاری: سلام به عزیزان باشگاه پرواز. امیدوارم سال91 رو با خوشی آغاز کرده باشین. من تازه به جمع شما اضافه شدم. سال 91 رو در پادگان در کنار بقیه هم خدمتی هام آغاز کردم./

 

 وحید_ 17ساله از ساری: بابا ای والله بچه های پرواز! دوستون دارم عجیب. امسال سیزده به در خوب نبود، می دونید چرا؟! چون خونه مون کناره دریاست و من دلم می خواد هر جایی برم، حتی بیابون، اما دریا نباشه. خدا کنه سال بعد یه جای خوب بریم. /

 

علیرضا_ 15  ساله: سلام. در جواب آقایی كه می خواست به جای موس از كیبرد استفاده كنه: دكمه های alt و shift رو كه در سمت چپ كیبورد قرار دارند به همراه دكمه num lockبزنید. سپس در كادری كه باز می شود settings رو بزنید  و گزینه Use Mouse Keys رو تیک بزنید، با 0 می توان درگ كرد (كشید) و با دكمه های 2و 4 و 6و 8 می توان حركت كرد و همچنین می توان با نگه داشتن عدد 5 و چپ، راست، بالا و پایین می توان موس را كلیك راست یا چپ كرد./

 

محمدمهدی_ 19 ساله: مدینه! هنوز کوچه هایت بوی بهار سوخته را می دهد و خشت خشت خاطراتت، خیس از زلالی آینه های مالامال فاطمه (س) است. زهرا جان، وقتی که در محراب می ایستادی، تمام ستاره ها به پاهایت می افتادند و ماه در مقابل معصومیت مواج تو، مه گرفته، زانو می زد. شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد./

حسین_ 17 ساله: سلام بچه ها. سال نو بر شما مبارک. دلم براتون تنگ شده بود. می خواستم بگم از عید خاطره دارم، ولی بهترین چیز برام اینه که دوباره می تونم حرف های قشنگتون رو بخونم. بچه ها، باور کنید وقتی پیامکاتون رو خوندم، اشک شوق در چشمام جمع شد و با خودم گفتم تو این زمونه سخت، حداقل دلم به این خوشه که در سرتاسر کشور عزیزمون ایران، میلیون ها دوست هم پروازی دارم که به حرف های هم گوش می دن و با هم درد دل می کنند. راستی یه سؤال هم دارم... حالا که فصل بهاره و همه جا پر از سرسبزی و طراوته، اگه بخواهید روی شهر خودتون یه لقب خوب بذارید، چه اسمی براش می ذارین؟/

 

سیاوش_ 21 ساله از کرمان: ببینم کی می تونه این معما رو جواب بده؟! من یه جنس از شما می خرم 12 تومن و به شما می فروشم 13 تومن، از شما می خرم 14 تومن و به شما می فروشم 15 تومن. حالا بگید من چه قدر سود کردم؟/

 یه دوست_ دخترونه: اعتماد به خدا، بهای هر چیز گران بهاست و نردبانی به سوی هر بلندی./

                                               امام جواد (ع)/

 

سارا از اصفهان: سلام شقایق خانم. می تونید با ریختن یه برنامه مناسب و با هماهنگی همه، هر بار یکی از نوه ها یا بچه ها برن پیش مادربزرگتون که تنهایی رو حس نکنه./

رویا میرزاجانی از مشکین شهر اردبیل: شقایق خانم، شما می تونین عزیزتون رو بیارید پیش خودتون، یا شما برید پیش مادربزرگتون./

 

خاطرات سیزده به دری بچه های پرواز:/

آسیه از اندیمشک: ما امسال سیزده به در به یه زیارتگاه به نام "امامزاده احمد" رفتیم. اونجا یه دشتی داره به اسم "دشت لاله"، خیلی جای خوب و باصفاییه. هر سال مسافرهای زیادی اونجا می رن. حدودا سه ساعت با شهرستان اندیمشک فاصله داره. امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه./

 

مریم از روستای احمدآباد نیشابور: ما برای سیزده به در رفتیم "تخار". این مکان در قدیم محل زندگی پدر و مادربزرگ های عزیزمون بود؛ مکان بسیار سرسبزیه و تعداد زیادی هم کوه داره./

فتانه_ ۲۱ ساله از رودبار زیتون: سلام بچه ها. یک ساله که مجله رو می خونم. ما سیزده به در رفتیم "سی دشت" که قسمتی از شهرستان رودباره، واقعا مکانی بهشتی بود، جاتون خالی./

 

مینا درویش نژاد از گیلان: سلام بچه ها. روز اول عید بود، خونه مادربزرگم بودیم، خاله ام داشت سین هایی رو که سر سفره گذاشته بود اسم می برد. یه دونه سین رو یادش رفته بود. من داشتم کمکش می کردم و هی چیزهایی که اولش سین داشت رو می گفتم. یک دفعه دخترخاله ام بلند داد زد و گفت: تخم مرغ!!/

 

الهه _ 18 ساله از تهران: سلام به بر و بچ هم پروازی. سال نوتون مبارک. انشاءالله سالی پر از موفقیت براتون باشه و همیشه خنده رو لباتون بیاد. راستی! ما امسال سیزده به در بومهن بودیم... جاتون خالی! کنار رودخونه، آب خیلی یخ بود. سال خوبی داشته باشید!/

 

صدیقه اکرمی: سلام بچه ها. اینم یه سوتی مخصوص روز سیزده به در... رفته بودیم پارک، گوشی من توی جیبم بود و رو حالت ویبره. من هم این موضوع رو فراموش کرده بودم. که یهو گوشیم لرزید، من هم که فکر کردم تو جیبم سوسک رفته، یهو چنان جیغ کشیدم که باورتون نمی ‌شه. بعد از فهمیدن موضوع، چه قدر همه بهم خندیدن!/

رویا از گیلان: آرزویم این است/ که بهاری بشود روز و شبت/ که ببارد به تمام رخ تو/ بارش شادی و شعف/ و من از دور ببینم که پر از لبخند است/ چشم و دنیا و دلت/ سال نود به علاوه یک بر همه هم پروازی های عزیز مبارک باد!/

 

سمانه_ 18 از شیراز: کاش مدینه برای ما از بقیع می گفت ... از بقیع و از آن بغض نهفته در گلو. از گنجینه خاموش خویش. از آن راز پنهان و از آن قلب و پاره تن رسول (ص). شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) رو به شما هم پروازی های محترم، تسلیت عرض می کنم./

نجمه_ 21 ساله از اهواز: سلام دوستای عزیزم. بچه ها، بهترین اتفاقی که در سال 90واستون پیش اومد ، چی بود؟ منتظر جوابای قشنگتون هستم./

 

کوثر_ 19 ساله از همدان: بچه ها! می دونید که 18 فروردین روز جهانی بهداشته و در دنیایی که ما زندگی می کنیم، همه جا بهمون توصیه های بهداشتی می کنن. ما مسلمونا هم یه توصیه بهداشتی قشنگ داریم که همه مون اونو از کوچیکی شنیدیم و یاد گرفتیم: «النظافة من الایمان». ما به خاطر اینکه خدای مهربون ازمون پاکیزگی می خواد، همیشه سعی می کنیم در هر جا که هستیم _ تو خونه، تو خیابون، تو مدرسه، تو پارک و... _ پاکیزگی رو رعایت کنیم. یه سؤال داشتم، شما به عنوان یه فرد در خانواده یا جامعه، تا حالا شده یه حرکت مفید بهداشتی انجام بدین که با انجام دادن اون کار، به خودتون افتخار کنید؟ منتظر شنیدن حرکت های جالبتون هستم./

پریسا :در آن حالی که دستانت به سوی آسمان بالاست، و چشمانت ابری است، در آن حالی که آهنگ صدای ربنایت آسمان و عرش را مشغول خود دارد، دعایم کن که محتاج دعایم./

 

شخصیت مورد علاقه هم پروازی ها در کلاه قرمزی:/

 

بهناز_ ۲۵ ساله از اصفهان: من از پسر عمه زا خوشم می یاد؛ چون لهجه قشنگی داره، بامزه جیغ می‌ زد./

 

مژده روستا_ 16 ساله از فارس: من خود کلاه قرمزی رو دوست داشتم، آخه هم بامزه حرف می ‌زد و هم کاراش بانمک بود. در ضمن هم به بچه ها آموزش می داد و هم به بزرگترها گوشزد می کرد./

 

شادی از شهرکرد: به نظر من تنها برنامه ای که در ایام عید باعث شادی من شد کلاه قرمزی بود؛ من عاشق فامیل دور و کلاه قرمزی بودم. مخصوصا اون برنامه‌ای که رفته بودن مهمونی و خاطراتشون رو تعریف می کردن./

 

عاطفه_17 ساله: سلام. می خواستم از آقای محمدرضا هدایتی که به جای شخصیت پسر عمه زا، خیلی جالب صحبت می کردند تشکر کنم./

 

صدیقه_ ۲۳ ساله از بیرجند: من فامیل دور رو خیلی دوست داشتم؛ چون حرکات و تکیه کلام هایش قشنگ بود./

 

فاطمه محمدی_ 15 ساله از محلات: من از اونجا که آدمی خوش خنده هستم، شخصیت همساده را به خاطر خنده هاش پسندیده‌ام./

 

زینب از خمین: به نظر من شخصیت ببعی خیلی جذاب بود، گرچه همه‌ شخصیت ‌ها جالب بودن./

 

معصومه_ ۱۹ ساله: من کشته مرده، عاشق و دیوونه  فامیل دور بودم. هم قشنگ صحبت می‌کرد  و هم قیافه‌ بانمکی داشت./

 

سمانه: سلام. من همه‌ شخصیت ‌های کلاه قرمزی رو دوست داشتم، اما پسر عمه زا، جیگر و مخصوصا فامیل دور خیلی عالی عالی بودن؛ خیلی ساده و بی ریا مردم رو شاد می کردن (با همون دکور قدیمی)./

 

ساجده سلطانی از مشهد: باشگاه اولا سلام و ثانیا گفتم از کنار اسمت رد می شم، یه سلامی عرض کنم. متن قشنگ که می‌ فرستیم درج نمی‌ کنی و حروم می شه. لااقل یه ابراز ادبی بکنیم که بگیم به یادتیم./

فاطمه از شیراز: سلام به همه بر و بچ. در جواب اون معمایی که دکتر بهمون ۳ قرص می ده، باید بگم که کلا  یک ساعت طول می کشه! مثلا یک قرص را ساعت 11، دیگری را ساعت 11:30 و دیگری را 12 پس در کل یک ساعت طول می کشه! خیلی آسون بود!/

 

مهلا_ 17 ساله از گرگان: اندکی تأمل... آن اندازه که ما خود را فریب می‌ دهیم و گمراه می ‌کنیم، هیچ دشمنی نمی‌ تواند... ./

 

رویا از بندرعباس: هم باشگاهی ها خوبید؟ می خوام بدونم چرا این قدر از درج نشدن پیامکهاتون گله دارید؟ آخه اون کسی که این پیامک ها رو درج می کنه، فقط مسئوله که چند تاپیامک از همه این پیامک ها انتخاب کنه. اگه قرار بود که همه پیامک ها درج بشن که باید همه صفحه های پیام نما فقط مختص به باشگاه بود! آخه یه کم مسائل دیگه رو بسنجیم، بعد گله کنیم ./

 

کوثری نبوی_ 21 ساله: تجربه نشون داده... وقتی با دوستت دعوات می شه، تازه می ‌فهمی چه قدر از اسرار زندگیت با خبر بوده!/

 فاطیما- 17 ساله از قم: فاطمه خانم از ایرانشهر، اولا هیچ کسی تنها نیست؛ چون خدا همیشه با ماست. ثانیا آدما می تونن عوض بشن. تو می تونی در جواب هر کسی که بهت گفت افسرده، خیلی خوب و آرام بگی هر کس یه اخلاقی داره و  من زیاد با کسی انس نمی‌ گیرم. دیگه هم نبینم بگی افسرده هستم. تو خیلی هم سالمی./

 صبا_ 16 ساله از نور: تو این تبلیغه می گه که فلان صابون 99% از باکتری‌ ها رو می کشه. من از همین جا به اون 1% باکتری به خاطر این ایستادگی پر غرور و پر افتخارشون تبریک می گم!/

 مهین_ 19 ساله از گرگان: یاسمن خانوم، استفاده از گام به گام باعث می شه که کمتر تلاش کنی. به نظر من اصلا خوب نیست. بهتره که خودت جواب سؤالات رو پیدا کنی./

 یه دوست_ دخترونه: سلام بچه ها. یه سؤال داشتم. نام قدیمی زنجان چیه؟!/

 یه دوست_ دخترونه: سلام به همه دوستای کنکوری. از همه چیز حرف می زنین، جز ما کنکوری ها. وای کنکوری بودن خیلی سخته! به خصوص وقتی که هر چی تلاش می کنی به اون نتیجه ای که دلت می خواد نمی رسی. من از تابستون دارم می خونم، ولی هیچ پیشرفتی نکردم. ترازم بیشتر نمی شه که نمی شه. واقعا خسته شدم، نه دیگه امیدی دارم نه انگیزه. تا الانم که اومدم فقط امیدم به خدا بود، کمک... چی کار کنم؟/

پریسا_ ۱۶ ساله از کرج: سلام هم باشگاهی ها. یه سؤال داشتم... می شه عجایب هفت گانه زمین رو بگین؟ منتظر جواباتون هستم!!!/

 

سیاوش_ 21 ساله از تهران: گفتم: خدایا، انگار که اصلا منو فراموش کردی! گفتی: «فاذکرونی اذکرکم»... منو یاد کنید تا یاد شما باشم.  (بقره، 152)/

 

شخصیت مورد علاقه هم پروازی ها در کلاه قرمزی:/

 علی_ 18 ساله از تهران: سلام دوستان. من برنامه کلاه قرمزی رو خیلی خیلی کم دنبال کردم، اما عاشق شخصیت پسر خاله‌ام؛ چون ما امروزه آدم ‌هایی مثل کلاه قرمزی، فامیل دور و ... زیاد داریم، اما آدم ‌های بامرام و با معرفت مثل پسرخاله خیلی کم داریم. در ضمن من فقط در مورد شخصیت‌ های عروسکی این کار براتون گفتم، چون کوچکتر از اونم که بخوام راجع به آقای ایرج طهماسب چیزی بگم. کاش قدر ایشون و بقیه هنرمندان عزیز کشورمون رو بیشتر می دونستیم./

 بهنام رضایی از شاهین شهر: من از ببعی، فامیل دور و جیگر خوشم اومد؛ چون این سه شخصیت تمام جذابیت  برنامه کلاه قرمزی بودن./

 جلال از تبریز: در مجموعه کلاه قرمزی من پسرخاله رو دوست داشتم؛ چون واقعا شخصیت جالب و با نمکی داشت./

 کسری_ 17 ساله از کاشان: تازه فهمیدم... وسعت حرف‌ های من به اندازه‌ شعاع خمیازه‌ تو است!/

 سهیل_ 21 ساله از تهران: یه ماجرای تأملی... میمون‌ هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند: میمون ‌هایی را که از مار نمی‌ ترسیدند در کنار مارها قرار دادند، در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگوها پخش کردند. با این کار، میمون‌ ها «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب‌ تر این آزمایش آن بود که حتی میمون ‌های دیگری هم که از مارها نمی‌ترسیدند، با دیدن ترس سایر میمون‌ ها از مارها ترسیدند. نتیجه: ما از بعضی چیزها می ‌ترسیم، چون آنها را با چیزهای دیگری در ذهنمان به یکدیگر مرتبط می‌ کنیم. مثلا یک کودک بعد از شنیدن صدای محکم بسته شدن در، وقتی خانه تاریک است، تاز تاریکی خواهد ترسید./

 سعید_ 21 ساله از ایلام: مامانم دیروز یه طرح داد خفن، یعنی مصرف برق رو نصف می کنه. گفت صبح که بلند می شی برو یه عکس از تو یخچال بگیر تا شب. هر موقع خواستی بیای درش رو باز کنی، همون عکس رو نگاه کن!/

 امیرحسین از اصفهان: خانم یاسمن، اول سؤالاتت رو خودت حل کن، بعد برو سراغ گام به گام و ببین درست حل کردی یا نه؛ ولی می دونم حالش رو نداری و همون اول می ری سراغش. پس بهتره بی خیال گام به گام بشی./ مجتبی_ 25 ساله از اصفهان: بیایید از این به بعد بگوییم «از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم»؛ و نگوییم «ببخشید که مزاحمتان شدم». بگوییم «در فرصت مناسب پیش شما خواهم آمد»؛ نگوییم «گرفتارم». بچه ها، شما هم اگه جملاتی از این قبیل دارید، برای باشگاه به عنوان «بگوییم... » بفرستید. منتظر جملات زیباتون هستم./

 

سروش_ 18 ساله از یزد: روزی حضرت عزرائیل به زیارت رسول خدا (ص) آمد. پیامبر (ص) از او پرسید: ای برادر، چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی. آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ عزرائیل گفت: در این مدت دلم برای دو نفر سوخت: اول روزی که دریایی توفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست. همه سرنشینان کشتی غرق شدند، و تنها یک زن حامله نجات یافت. دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد گشت. من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، و در آنجا دلم به حال آن پسر سوخت. دوم هنگامی که شداد بن عاد سال ها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهر برای ستون ها و سایر زرق و برق آن خرج کرد تا آن را تکمیل نمود؛ اما وقتی به دیدن باغ رفت، همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا رسید تا جان او را بگیرم! آن تیره بخت از پشت اسب، بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد؛ و دلم به حال او سوخت، بدین سبب که عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد، اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود که اسیر مرگ شد./

 در این هنگام، حضرت جبرئیل به محضر پیامبر (ص) رسید و گفت:... /

بچه ها، کسی از بچه های باشگاه هست که ادامه این داستان رو بدونه؟! منتظر جواباتون هستم./  

 علی از کاشان: یه سؤال... آیا با دیپلمی که آموزشگاه های کامپیوتر می ‌دهند، می ‌شود وارد دانشگاه شد؟ چگونه؟ منتظر جواب ‌هایتان هستم./

 





نوع مطلب :
برچسب ها : باشگاه پرواز، آرشیو باشگاه پروار، باشگاه پرواز دخترونه، باشگاه پرواز پسرونه، parvaz club +14، آرشیو باشگاه پرواز 91/23/1، آرشیو باشگاه پرواز 91/19/1،
          
چهارشنبه 28 تیر 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Online User
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت