تبلیغات
لیـچـــــائـــی هــا - .::آرشیو باشگاه پرواز 91/8/15 پسرونه::..
لیـچـــــائـــی هــا
تمام سپاسمان ازان کسی است که به ما نیازی نداشت اما فراموشمان نکرد...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


عالم مجازی هم محضر خداست...
یادت باشد خدا یک کاربر همیشه آنلاین اینجاست...
تک تک کلیک هایت را می بیند...
حواست را جمع کن...
شرمنده اش نشوی...

مدیر وبلاگ : جاوید آقاجانی
نظرسنجی
مطالب وبلاگ در چه سطحی قرار دارند؟










علی میرزایی از ایلام : پروردگارا؛  آرامش را همچون دانه های برف، آرام و بی صدا به سرزمین قلب کسانی که برایم عزیز هستند بباران. آمین./

 برای مقابله با تحریم ها...:/

 

***میلاد اسکندری از مسجد سلیمان در جواب مبینا خانم باید بگم که همیشه اول شعاره بعد عمل. بعدش بهترین راه برای مقابله با این تهدیدها اینه که به گفته رهبرمون که فرمودند باید تولیدات ملی رو افزایش بدیم تا کمتر به کشورهای بیگانه نیازمند بشیم. در ضمن مسئولان نیز باید نظارت بر گرانی ها رو با دقت هرچه تمام تر انجام بدن./

مسعود  ازایرانشهر: مبیناخانم به نظرمن بهترین روش برای مقابله باتحریم وتهدیدهای دشمنان به کارگیری ظرفیت های داخلی میتونه باشه؛استفاده ازتولیدات داخلی وکاهش واردات؛بهره گیری ازدانش جوانان برومند و توانای کشورمون وحمایت همه جانبه ازاونا؛کاری که دولت مقتدرایران به خوبی داره اونومدیریت میکنه؛باوجوددانشمندانبزرگ وخبره ی ایرانی نگران هیچ تحریم وتهدیدی نباشین؛علم اگردرثریاهم باشدمردانی ازسرزمین پارس به آن دست پیداخواهندکرد؛به این گفته ی رسول(ص)یقین داشته باشین . .../

سجاد زمانی از ایلام: برای مبارزه با تحریم باید اول تولید ملی رو رونق بدیم بعد هم جلوی کسایی که می خوان از وضعیت کنونی سوء استفاده کنن رو بگیریم!/

..::لطفا به ادامه مطلبمراجعه فرمایید::..

الفبای زندگی با حرف"س":/

بیژن تقی ها از شهرستان آبگرم: "س"... سرعت پیام نما کم شده!/


میثم از اردبیل: "س"... ستایش خوبی ھا، ستیز با بدی ھا./

یه هم باشگاهی(پسرونه): "س"... سید ها و سادات های باشگاه پرواز؛ عیدی ما پس چی شد؟!/

بهنام: "س"... سلامتی بزرگترین نعمتیه که خدا به ما داده، قدرش رو بدونیم و ناشکری نکنیم. آمین!/

علیرضا نجار زاده از ابوزیدآباد کاشان: "س"... ساعت عمرمان به سرعت می گذرد، یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست، زنگ بعدی حساب داریم!/

حسین مسعودى: "س"... سلامت باشین الهى پدر و مادر عزیزم./

 

محمدرضا_ 16ساله از صالحیه: "س"... ساکت نمی شم باشگاه تا پیامکم رو درج نکنی. راستی زنده باد بچه های کوچه ی والفجرغربی2. /

محمدرضا از شاهرود: "س"... سادگى زیباست اى پیچیده جو. بچه ها؛ حرف بعدی..."ش"/!!/

 کاظم_ 17 ساله: یه نفر یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش می بیندش، ازش می‌پرسه: جریان ‌این ماهیه چیه؟ میگه: ‌دارم برای شام می‌برمش خونه. ماهیه میگه: مچکرم... من شام خوردم، منو ببر سینما!/

همزاد انسان ها...:/


امیر علی_ 21 ساله از تهران – خیابان جمهوری:خانم مرضیه، من در جایی خوندم که در روایتی اومده که پیغمبر(ص) فرمودند: چه بسا که هیچ کس نباشد جز آن که همزاد او از جن برای او گماشته شده است، گفتند: یا رسول اللَّه آیا برای شما هم هست؟ فرمود: برای من نیز هست، جز این که خدا یاریم داده که او تسلیم من شده است و مرا جز به نیکی واندارد(و من از او در سلامت هستم)./

محمد مهدی از بندر عباس:  من این سوال رو از روحانی مسجدمون پرسیدم که ایشان گفتند: با توجه به این که خداوند پیامبران را برای هدایت بشر فرستاده، از طرفی هم شیطان و فرزندانش ساکت و خاموش ننشستند؛ بلکه کمین نموده اند تا فرزندان آدم را به انحراف بکشن؛ شیطان تنها بر آن عده از انسان ها مسلط می شود که آنان از یاد خدا غافل شوند. از این رو خداوند در قرآن می فرماید:« و هر کس از یاد خدا روی گردان شود شیطان را به سراغ او می فرستیم، پس همواره قرین او است»/

فانتزی...:/

مهدی_ ۲۳ساله از کرج: فانتزی من اینه که، حداقل واسه یک بار هم که شده آخر قصه ها، کلاغه به خونش برسه. زنده باد تیم سردار./

علی آقالو از خدابنده: فانتزی من اینه که یه گوی داشته باشم تا زندگی همه رو نشونم بده./

حسینی از زابل (پسرونه): آقا سبحان، باشگاه پرواز مادام العمر تو کار تولیده، انقضا منقضا حالیش نیست، مخصوصا با وجود این دوستای پروپاقرصش که خودم هم جزوشونم. با اینکه هیچ وقت پیامکام درج نمی شه ولی بازم ناامید نشدم به امید روزی که درج بشه./

یاسر از ماسوله: دوست خوبم تا اونجایی که من دارم از اطرافیانم  با خبر می شم ، می بینم که باشگاه داره اوج می گیره ؛ حالا کو تا انقضا پیدا کنه؟!

سوتی مغازه ها و فروشگاه ها...:/

حمید از خمین: مغازه بودم، طرف پرسید: مداد دارین؟ گفتم: نه، گفت چقدر می شه؟!/

سیدسجاد_ 25ساله از تهران: سوتی حلیم فروشی محل مارو داشته باش... رو درش روی یه کاغذ بزرگ نوشته بود: حلیم بوقلمون با گوشت تازه گوسفندی./

صابر از لشت نشاء:  سوتی  مغازه محل ما : روغن خر موجود است./

محمد جواد مرادی ازقم : سوتی مغازه دار محلمون... روب گوجه مجوده!/

آیا می دانید که...(سوال آفتابگردون):/

طاها_ 23 ساله: آیا می دانید که خون خرچنگ ها آبی رنگ است؟!/


نادر_ 17 ساله از شیراز: آیا می دانید که طول نوزاد نهنگ 6تا 8متر است؟!/

سروش از مهاباد: آیا می دانید که 70%وقت گربه های خانگی در خواب سپری می شود؟!/

کیان: آیا می دانید که پلنگ ها  قادرند تا ارتفاع 5متری بالا بپرند؟!/


گروه های پروازی:/

گروه مهرودوستى: میثم و جواد محمدى، پیام محمد على پور، محمدرضا از لگینى و اصغر بندرى از كرج./

گروه برق آسا: علی، عبدالله، رفیع و فواد./

بهنام_ ۱۹ ساله از بیرجند: آقا هادی، جواب معما: ماری می شه./

* هم پروازی های باهوشی که پاسخ صحیح به معمای آقا هادی داده بودن، می تونن بعد از مطالعه مجله جالب "سرعت بی نهایت"، اسامی خودشون رو ملاحظه کنن./

محمدرضا_ 19 ساله: اگر به آدم بزرگا بگن: یه خونه  قشنگ دیدم از آجر قرمز كه جلوی پنجره هایش غرق شمعدانی و بامش پر از كبوتر بود، محال است بتونن اون رو تجسم كنن. باید به اونا گفت: یه خونه صدمیلیونی دیدم تا صداشون بلند بشه: وااای چقدر قشنگ!!! /

رضا آذری: یک روز یه گوسفنده با مامان باباش دعواش می شه، میره سر کوچه تاکسی بگیره، میگه : کشتارگاه، کشتارگاه... ./

بچگی یعنی.../

محمد امیری_۱۸ ساله از کرج: بچگی یعنی پی، پی، پینوکیو پدر ژپتو، هی... گو، گو، گربه نره روباهه مکار... یادش بخیر./

محمدمهدی رجبی از تهران: بچگی یعنی یک ماه مونده به عید ماهی قرمز می گرفتیم ./

 

یه هم باشگاهی(پسرونه): بچگی یعنی همیشه تو فروشگاهها با خواهر و برادرت سر اینکه کی چرخ دستی رو هول بده دعوات بشه!/


حسین امیری از اقبالیه: بچگی یعنی تا گریه می کردی هر چی می خواستی بهت می دادن./

 

سپهر زمانی: بچگی یعنی پشت دست آبجیت رو گاز بگیری، بعد بگی برات ساعت درست کردم!/

 

هادی بیضایی از شهرکرد: سلام به هم باشگاهی های عزیز. یه سوال... می خواستم بدونم شما بین طبیعت برفی، طبیعت سرسبز و طبیعت پاییزی بیشتر از کدوم خوشتون میاد و چرا؟ بی زحمت دلیلتون رو با یه جمله زیبا برای باشگامون بفرستین./

سعید: بچه ها تا حالا طولانی ترین زمانی که خواب بودین کی بوده و چه مدت خوابیدین؟! /


شاهین_ 17 ساله از تهران: سلام باشگاه، بابا یه کم ما پسرای باشگاه رو هم تحویل بگیر، خسته شدیم از این همه بی توجهی! باشگاه، الان پیش خودت میگی چه جوری؟ خب من بهت میگم: بیا یه مردونگی کن و برای یه مدت هم که شده، بخش دخترونه رو با بخش پسرونه رو جا به جا کن. خب چی می شه ما یه مدت پیامکامون اول خونده بشه. بچه ها لطفا راجع به این پیشنهاد من نظر بدین و دلیل موافقت و مخالفتتون رو بگین./


هاشم از لنگرود: زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخونه شد و داد زد: مواظب باش ، یه کم بیشتر روغن بریز….وای خدای من ، خیلی زیاد ریختی … حالا برش گردون … زود باش … وای خدای من داره می‌سوزه مواظب باش ، گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرف های من گوش نمی‌کنی… هیچ وقت!! یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟شوهر که دلش پر بود و منتظر چنین جمله ای از همسرش بود، به آرامی گفت:... /

بچه ها شما که هیچ وقت تو جواب معما و داستان کوتاه کم نمیارین، ببینم می تونین ادامه این داستان رو درست حدس بزنین؟! منتظرم./


******************************************

بخش دوخترونه فراموش نشه





نوع مطلب : باشگاه پرواز، 
برچسب ها : باشگاه پرواز، آرشیو باشگاه پرواز، آرشیو باشگاه دخترانه، آرشیو باشگاه پرواز پسرانه، آرشیو باشگاه 91/11/17، جدید ترین پست آرشیو باشگاه پرواز، آرشیو باشگاه پرواز شبکه 2،
          
یکشنبه 29 بهمن 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Online User
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت